درباره وبلاگ من کارشناس زبان و ادبیات فارسی هستمو همیشه در اندیشه مولایم قلم بر دریچه ی کلک هستی می نگارممن سبزترین بهار را سفر به شهرآرمانی امام زمان سفر به بیکرانه ترین کهکشانها و سفر به سبزترین سرزمین آنجا که مدینه فاضله می نامند؛ می دانمو این وبلاگ، برگ سبزیست؛ تحفه درویشبه ساحت سبزترین منجی ظهور منو اصلي صفحه نخست پست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازي ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه مند يها نوشته هاي پيشين آبان 1388تیر 1388اردیبهشت 1388اسفند 1387دی 1387آذر 1387آبان 1387مهر 1387شهریور 1387مرداد 1387تیر 1387 آرشيو موضوعي شهر آرزوها او خواهد آمد تا کی در انتظار ؟؟ نجوای سبز رنگ سبز انتظار شکوای سبز قاصدک سبز سبزترین روزهای ظهور در امتداد جاده ی سبز انتظار تفسیر سبز پيوندهاي روزانه .:: قالب ساز ::. کلک خیال انگیز ؛ وبلاگ دیگرم آرشيو پيوندها پيوندها .:: قالب ساز ::. .:: اخرالزمان ومهدويت ::. انتظار زمین منتظر ظهور تبیان جمکران آخرین منجی همایش بین المللی دکترین مهدویت غایب سبز صبور پاپیروس گل نرگس میهمان محبت خدا لوگوي دوستان آمار با معرفت ها افراد آنلاين: تعداد بازديدها: امکانات آمار وبلاگ کاربران آنلاین : بازديدها : خدمات وبلاگ نویسان اخلاق امام رضا (ع) دربیان روایات ... - او بسيار به مستمندان رسيدگي مي کرد. - به دادن صدقه بويژه در شبهاي تار و به صورت پنهاني بسيار مبادرت مي کرد. - با خدمتگزارانش کنار يک سفره مي نشست و غذا مي خورد. - هيچ فرقي ميان غلامان واشراف و اقوام و بيگانگان نمي گذارد مگر براساس تقوا. - همواره متبسم و خوش رو بود. - بهترين بخش غذاي خود را قبل از تناول، براي گرسنگان جدا مي ساخت. - با فقرا مي نشست. - در تشييع جنازه شرکت مي جست. - خدمتکاري راکه مشغول خوردن غذا بود، به خدمت فرا نمي خواند. - با صداي بلند و با قهقهه هرگز نمي خنديد. - رفع نياز مؤمنان وگره گشايي از ايشان را بر ديگرکارها مقدم مي داشت. - روي حصير مي نشست. - قرآن زياد تلاوت مي کرد. - با گفتارش دل کسي را نرنجانيد. - سخن هيچ کس را ناتمام نمي گذاشت و نمي شکست. - هيچ نيازمندي را تا حد امکان رد نکرد - پاي خود را هنگام نشستن در حضور ديگران دراز نمي کرد. - در حضور ديگران همواره از ديوار فاصله داشت و هيچ گاه تکيه نزد. - همواره ياد خدا بر زبان جاري داشت. - از اسراف و تبذير سخت پرهيز داشت. - به مسافري که پول خود را تمام و يا گم کرده بود بدون چشمداشت، هزينه سفر مي داد. - در دادن افطاري به روزه داران کوشا بود. - به عيادت بيماران مي رفت. - در معابر عمومي، آب دهان خود را نمي انداخت. - ازميهمان شخصا پذيرايي مي کرد. - هنگامي که بر جمعي کنارسفره وارد مي شد، اجازه نمي داد تا براي احترام وي از جاي برخيزند. - به سخن ديگران که وي را مورد خطاب قرارداده از او پرسشي داشتند، با دقت کامل گوش مي داد. - خويش را به بوي خوش معطر مي کرد، بخصوص براي نماز. - به نظافت جسم و لباس بويژه موي سر توجه داشت. - قبل از غذا دستها را مي شست و با چيزي خشک نمي کرد، بعد از غذا نيز آنها را مي شست و با حوله اي خشک مي کرد. - اگر غذايي از حد نياز زياد مي آمد، آن را هرگز دور نمي ريخت. - در حضور ديگران بتنهايي چيزي نمي خورد. - بسيار بردبار و شکيبا بود. - کارگري را که به مبلغ معين اجير مي کرد، در پايان افزون بر مزدش به او عطا مي کرد. - با همگان با رأفت و خوشرويي روبرو مي شد. - بسيار فروتن بود. - به فقرا و بيچارگان بسيار مي بخشيد و آن را براي خود پس اندازمي دانست (1) اين همه که ياد شد، بي گمان خوشه اي ازخرمن شخصيت اخلاقي آن امام بزرگ است و نه تمام آن. پی نوشتها: 1- اين مجموعه از منابع زير استخراج گرديده است : عيون اخبار الرضا2 : 179، وسائل الشيعه 16 : 498-500، 537، 522 منبع: کتاب امام علي بن موسي الرضا منادي توحيد و امامت میلاد ضامن آهو بر امام زمان و شما شیعیان مبارک باد. |لينك مطلب| نوشته شده در پنجشنبه هفتم آبان 1388 ساعت 0:1 توسط ترنم سبز | مژده که یار می رسد ... جان زخود رمیده را، مژده یار میرسد بر دل و جان عاشقان صبر و قرار میرسد زمشرق سپیده آن، طلایه دار میرسد طلایه دار مشرقی، سپیده وار میرسد «آب زنید راه را، زان که نگارمیرسد مژده دهید باغ را بوی بهار میرسد» رسید مژده سحر، شبان انتظار را شکست خنده های گل سکوت شام تار را سرود لاله میبرد زجان ما قرار را و جاودانه میکند شکوه روزگار را «راه دهید یار را، آن مه ده چهار را کز رخ نور بخش او نور نثار میرسد» گل ستاره میچکد زحجم سبز آسمان دوباره مژده های گل، دوباره بوی ارغوان شکفته باغ آرزو، زخنده های ناگهان ترانه ساز میکند به شاخه مرغ نغمه خوان «چاک شده است آسمان غلغله ایست در جهان عَنبر و مشک میدمد، سنجق یار میرسد» تا دل سبز آسمان، بانگ و ترانه میرود سرود عاشقانه مان به هر کرانه میرود بنفشه سوی نسترن، چه عاشقانه میرود! خزان باغ لاله ها زیادمان نمیرود «تیر روانه میرود، سوی نشانه میرود ما چه نشسته ایم پس، شه زشکار میرسد» عطر نسیم صبحدم زباغ و داغ میرسد زکوی یار مرهمی به درد و داغ میرسد نوبت غصّه میرود، گاه فراغ میرسد تیرگی شبانه را طرفه ایاغ میرسد «رونق باغ میرسد،چشم وچراغ میرسد غم به کناره میرود،مه به کنار میرسد» باده خوشگوار را، باغ به جام میکند لاله که باده میکشد، عیش مدام میکند زیر و زبر زمانه را به یک پیام میکند حجت خویش را به ما باز تمام میکند «باغ سلام میکند، سرو قیام میکند سبزه پیاده میرود، غنچه سوار میرسد» زجام نور، لاله ها دوباره آب میخورند فصل گل است و عاشقان، باده ناب میخورند باده ناب ناب را چه بی حساب میخورند به شور و شوق روی گل، مست وخراب میخورند «خلوتیان آسمان تا چه شراب میخورند روح خراب و مست شد، عقل خمار میرسد» به گل نشسته ناگهان، نهال آرزویما پر از شراب نور شد، سبوی ما سبوی ما به سر رسید عاقبت تمام های و هوی ما ز راه عشق میرسد نگار مشک بوی ما «چون برسی به کوی ما خامشی است خوی ما زان که زگفت وگوی ما،گرد و غبارمیرسد» دوستان عزیرامروز سالگرد تولد وبلاگ انتظار سبزاست که مقارن با میلاد مولود کعبه است که به ساحت مقدس امام زمان تبریک و تهنیت عرض می کنم و این مطالب را به شما عزیزان تقدیدم می کنم برگرفته از وبلاگ مجید تنظیم شده توسط موسوی بخش دین و اندیشه تبیان |لينك مطلب| نوشته شده در یکشنبه چهاردهم تیر 1388 ساعت 21:2 توسط ترنم سبز | فاطمه! اى گلبانگ ولايت! تا تو مي خروشيدى و تا بر منافقان بانگ برمي آوردى، كسى را ياري سلطه بر ولى خدا نبود. تو «امابيها»ى پدر و همچون او، ركن همسربودى، و چه زود اين دو استوانه ولى(ع) فرو ريخت. خواندهايم كه توبعد از پدر، تبسم را از ميان بردى. تو ديگر نخنديدى; خنده كه هيچ،حتى تبسمى ننمودى; جز يك تبسم پرمعنا! براى چه بود؟ مگر آنگاهكه شبهتابوت ساخته دست دوست وفادارت «اسماء» را ديدى، كدامآرزويت را جامه عمليافته مي ديدى؟ شايد پيكرت را در آن، مصون از ديده بيگانه مي ديدى كه بر اين حسنقضا لبخند مي زدى. مگر در آن دل شب، چند نفر به مشايعتبدنپاكت مي آمدند؟ و شايد هم لحظه «لحاق» موعود را در ذهنتنقشبسته مي ديدى. تو نظارهگر چه عالمى بودى كه بر آن لبخندمي زدى. نيك مي دانيم كه تو پايان غم هجران پدر را و لقاي پروردگارت را در آن مي ديدى. تو از پيراهن پدر چه مي بوييدى كه مدهوش مي افتادى. تو ياد صدي مؤذن پدر كردى; مگر آن صدا يادآور چه خاطراتى بود؟ بلال كهديگر بناى اذان گفتن نداشت، ولى چه كند كه پاره تن مصطفى(ص)خواسته است. پس چرا اين صدا در گوش مؤذن پيچيد كه: بلال! ادامهنده، كه فاطمه(ع) جان داد! یا صاحب الزمان، ما را نیز در غم فقدان مادرتان، فاطمه زهرا شریک بدانید |لينك مطلب| نوشته شده در جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388 ساعت 1:12 توسط ترنم سبز | نوروز، در انتظار ظهور ... آيا دوباره مثل همان سالهاي پيش امسال هم بي حضور تو تحويل مي شود؟ آن سال هفت سين اهورايي بهار با يک سلام تو تکميل مي شود... براي آمدنت انتظار کافي نيست دعا و اشک و دل بي قرار کافي نيست خودت دعا بکن اي نازنين؛ که برگردي دعاي اين همه شب زنده دار، کافي نيست... (اللهم عجل لولیک الفرج ) روایت های اسلامی درباره نوروز آورده اند كه در زمان حضرت رسول (ص) در نوروز جامی سیمین كه پر از حلوا بود برای پیغمبر هدیه آوردند وآن حضرت پرسید كه این چیست؟گفتند كه امروز نوروز است پرسید كه نوروز چیست؟ گفتند عید بزرگ ایرانیان. فرمود: آری در این روز بود كه خداوند عسكره را زنده كرد. پرسیدند عسكره چیست؟ فرمود عسكره هزاران مردمی بودند كه از ترس مرگ ترك دیار كرده و سر به بیابان نهادند و خداوند به آنان گفت بمیرید و مردند. سپس آنان را زنده كرد وابرها را فرمود كه به آنان ببارند از این روست كه پاشیدن آب در این روز رسم شده. سپس از آن حلوا تناول كرد و جام را میان اصحاب خود قسمت كرده و گفت كاش هر روزی بر ما نوروز بود و نیز حدیثی است از معلی بن خنیس كه گفت: روز نوروز بر حضرت جعفر بن محمد صادق در آمدم گفت آیا این روز را می شناسی؟ گفتم این روزی است كه ایرانیان آن را بزرگ می دارند و به یكدیگر هدیه می دهند. پس حضرت صادق گفت سوگند به خداوند كه این بزرگداشت نوروز به علت امری كهن است كه برایت بازگو می كنم تا آن را دریابی پس گفت: ای معلی ، روز نوروز روزی است كه خداوند از بندگان خود پیمان گرفت كه او را بپرستند و او را شریك و انبازی نگیرند و به پیامبران و راهنمایان او بگروند. همان روزی است كه آفتاب در آن طلوع كرد و بادها وزیدن گرفت و زمین در آن شكوفا و درخشان شد. همان روزی است كه كشتی نوح در كوه آرام گرفت. همان روزی است كه پیامبر خدا، امیر المومنین علی (ع) را بر دوش خود گرفت تا بت های قریش را از كعبه به زیر افكند چنان كه ابراهیم نیز این كار را كرد.همان روزی است كه خداوند به یاران خود فرمود تا با علی (ع)به عنوان امیر المومنین بیعت كنند همان روزی است كه قائم آل محمد (ص) و اولیای امر در آن ظهور می كنند و همان روزی است كه قائم بر دجال پیروز می شود و او را در كنار كوفه بر دار می كشد و هیچ نوروزی نیست كه ما در آن متوقع گشایش و فرجی نباشیم، زیرا نوروز از روزهای ما وشیعیان ماست به اميد آنکه روزي بر صفحه اي از تقويمها بنويسيم : تعطيل _ روز ظهور امام زمانمان امام صادق ( ع ) : « مَا مِن يَومٍ نَيروزٍ اِلاّ وَ نحنُ نَتَوَُقَعُ فيهِ الفَرَجَ ، مِن ايّامٍ شيعَتِنا ؛ هيچ نوروزي نيست مگر آن كه، ما در آن منتظر فرج و ظهور مهدي موعود ( عج ) هستيم و اين از آن روست كه نوروز از روزهاي (مقدس) ما و شيعيان ما است . ميرزا حسين نوري ، مستدرك الوسائل، ج 6، ص 352 عزیزان آسمونی، عیدتان مبارک باد |لينك مطلب| نوشته شده در جمعه سی ام اسفند 1387 ساعت 19:55 توسط ترنم سبز | نهم ربیع الاول، جاده ای سبز، فراسوی بهار ... ضمن تبریک سالگرد آغاز امامت حضرت مهدی (عج) مقاله ذیل را که به نظر من، جذاب و شوق آور است را به عنوان عیدانه به تمام دوستداران و منتظران آن امام منتظر تقدیم میکنم و در ابتدای آن نیز یکی از اشعارم را نیز تقدیم به پیشگاه امام زمان (عج) تقدیم می کنم رجعت بیا مدینه، که امید با تو برگردد هزارمرتبه خورشید، با تو برگردد بیا که صبح یقین درگشودن چشمی به جای این شب تردید، با تو برگردد من و غروب و غم و اضطرابِ چشمانی به دل مانده که امید، با تو برگردد بیا که کوچ کند؛ ماتم از سرای دلم و شادمانه ترین عید،با تو برگردد بیا، عزیزترین یوسفم که در نَفَسی بهار و صبحِ سپید، با تو برگردد شعر از : ترنم سبز پيشوايان معصوم هرچه به دوران غيبت نزديك مى شوند معجزات بيشترى از خود نشان مى دهند تا شيعيان با عزمى راسخ و ايمانى استوار، گام در عصر غيبت نهاده و پيروزمندانه دوران غيبت را پشت سر قرار دهند از اين رو شمار معجزاتى كه از امام هادى و امام عسكرى علیه السلام صادر شده، قابل مقايسه با شمار معجزات پيشوايان قبلى نبود به همين دليل در دوران غيبت صغرى، هرچه به غيبت كبرى نزديك تر مى شويم، معجزات بيشترى از ناحيه مقدسه صادر مى شود و به خصوص به صورت خبرهاى غيبى درباره زندگى شخصى افراد كه در مدتى كوتاه به وقوع پيوسته اعجاز آن آفتابى مى گردد معجزاتى كه از ناحيه حضرت در غيبت صغرى به وقوع پيوسته بسيار است.در برخى روايات، پاره اى معجزات براى حضرت ذكر شده است که؛ اينك به بخشى از معجزات وكرامات حضرت اشاره مى كنيم سبز كردن چوب خشک نرم كردن سنگ سخت سخن گفتن پرنده به امر حضرت اميرالمؤمنين (ع) مى فرمايد:حضرت مهدى (ع) در مسير حركت خود به يكى از سادات حسنى كه دوازده هزار رزمنده به همراه دارد برخورد مى كند. حسنى در مقام احتجاج برمى آيد و خود را سزاوارتر به رهبرى مى داند. حضرت در پاسخ او مى گويد من مهدى هستم. حسنى مى پرسد: آيا دليل و نشانه اى دارى تا با تو بيعت كنم؟ حضرت به پرنده اى كه در آسمان در حال پرواز است، اشاره مى كند و آن پرنده فرود مى آيد و در دستان حضرت قرار مى گيرد، آنگاه به قدرت خداوند لب به سخن مى گشايد و بر امامت حضرت مهدى (ع) گواهى مى دهد براى اطمينان بيشترسيد حسنى، امام (ع) چوب خشكى را به زمين فرو مى برد آن چوب سبز مى شود و شاخ و برگ مى دهد بار ديگر، پاره سنگى را، از زمين برمى دارد و با يك فشار آن را خردكرده، همانند خمير نرم مى كند. سيد حسنى با ديدن آن كرامات به حضرت ايمان مى آورد. خود و همه نيروهايش تسليم امام مى شوند و حضرت او را به عنوان فرمانده نيروى خط مقدَم مى گمارد جوشش آب و آذوقه از زمين امام صادق (ع) مى فرمايد: هنگامى كه حضرت قائم (ع) در شهر مكه ظهور مى كند و قصد حركت به كوفه را دارد، به نيروهايش اعلاْم مى كند كه كسي كه آب و غذا و توشه راه با خود بر ندارد. حضرت سنگ موسى (ع) را همراه دارد.هرجا توقف مى كنند سنگ را به زمين مى كوبد و از زمين چشمه هاى آب مى جوشد. هركس گرسنه باشد با نوشيدن آن سير مى گردد و هر كس تشنه باشد سيراب مى شود طي الارض و نداشتن سايه امام رضا(ع) فرمود: هنگامى كه حضرت مهدى (ع) ظهور مى كند زمين از نور خداوند روشن مى شود و زمين زير پاى مهدى به سرعت حركت مى کند او با سرعت، مسيرها را مى پيمايد و اوست كه سايه نخواهد داشت. کندي حرکت زمان امام باقر(ع) فرمود: وقتى امام زمان (ع) ظهوركند، به سوى كوفه حركت مى كند و در آن جا هفت سال حكومت مى كندكه هر سال آن برابر ده سال از ساليان شماست قدرت تکبير رسول خدا(ص ) مى فرمايد:...حضرت مهدى (ع) جلوى قسطنطنيه فرود مى آيد. در آن روزگار، آن دژ، هفت ديوار دارد حضرت هفت تكبير مى گويد و ديوارها فرو مي ريزد عبور از آب امام صادق (ع) مى فرمايد: پدرم فرمود: هنگامى كه حضرت قائم (ع) قيام كند... سپاهيانى را به شهر قسطنطنيه مى فرستد. آن گاه كه به خليج برسند، جمله اى بر روى پاهاى خود مى نويسند و از روى آب مى گذرند. روميان وقتى اين معجزه را مى بينند به يك ديگر مى گويند وقتى سپاهيان امام اين چنين باشند، خود حضرت چگونه خواهد بود از اين رو، درها را به روى آنان مى گشايند. نداي ابر امام صادق (ع) فرمود: ... حضرت مهدى (ع)در آخرالزمان ظهور مى كند،بر سر آن حضرت ابرى در حركت است و هرجا برود آن ابر نيز مى رود تاحضرت را از تابش خورشيد حفظ كند و با صداى رسا و آشكار، ندا مى دهد؛اين مهدى است براى مطالعه بيشتر در باب معجزات حضرت، مى توانيد به كتاب "نجم الثاقب"باب ششم مراجعه نماييد و اما تعدادى از افرادى راكه در غيبت صغرى به مشاهده معجزات آن حضرت نائل شده اند، مى آوريم ابن اعجمى، ابن بادشاله، ابن قاسم بن موسى، ابرثابت ابو جعفر رفا، ابورجا، ابو عبدالله بن فروخ، ابو عبدالله جنيدى ابو عبدالله كندى، ابو على اسدى، ابوالقاسم بن ابى حابس ابوالقاسم بن دبيس، ابو محمد بن هارون، ابو محمد بن وجناء احمد بن ابى الحسن، احمد بن اسحاق، اسحاق كاتب بسامى بلالى، جعفر بن حمدان، جعفرى، حاجز، حسن بن فضل بن يزيد حسن بن نضر، حسن هارون، حسن به يعقوب، حصينى، زيدان شمشاطى، عاصمى، عطار، على بن احمد، على بن محمد على بن محمد بن اسحاق فضل بن يزيد، قاسم بن علا"ء قاسم بن موسى، مجروح، مرداس، مسرور طباخ محمد بن ابراهيم مهريار، محمد بنابى الحسن، محمد بن اسحاق محمد بن شاذان، محمد بن شعيب، محمد بن صالح محمد بن كشمرد، محمد بن محمد، محمد بن محمدكلينى محمد بن مارون بن عمران، هارون فزار وغیره ا. عقدالدرر ص 97,138,139, الشيعة والرجعةج 1 ص 158 به نقل از چشم اندازى به حكومت مهدى (ع) نجم الدين طبسى ص 88. 2. كافى ج 1، ص 1 23 غيبة نعمانى ص 238 بحارالانوار ج13 ص 85 1 وج 52ص324. 3. كمال الدين، ص 372 اعلام الورى، ص 408 بحارالانوارج 51 ص 157. 4. ارشاد مفيد، ص 365 بحا رالانوار، ج 52ص377 5. عقدالدرر، ص 180. 6. غيبة نعمانى ص 59 1 بحارالانوار ج 52ص 365 اثبات الهداة، ج 3، ص 573. 7. كشف الغمه ج 3ص 265 بحارالانوار، ج 51 ص 240 ا ثبات الهداة، ج 3 ص 615. 8. اعلام الورى ص 425 اثبات الهداة ج 3 ص 669 بحارالانوار، ج 52 ص 31 كمال الدين عید امامت امام زمان، بر منتظرانش ، مبارک باد |لينك مطلب| نوشته شده در سه شنبه سیزدهم اسفند 1387 ساعت 14:45 توسط ترنم سبز |
درباره وبلاگ
من کارشناس زبان و ادبیات فارسی هستمو همیشه در اندیشه مولایم قلم بر دریچه ی کلک هستی می نگارممن سبزترین بهار را سفر به شهرآرمانی امام زمان سفر به بیکرانه ترین کهکشانها و سفر به سبزترین سرزمین آنجا که مدینه فاضله می نامند؛ می دانمو این وبلاگ، برگ سبزیست؛ تحفه درویشبه ساحت سبزترین منجی ظهور
منو اصلي
صفحه نخست
آرشيو موضوعي
شهر آرزوها او خواهد آمد تا کی در انتظار ؟؟ نجوای سبز رنگ سبز انتظار شکوای سبز قاصدک سبز سبزترین روزهای ظهور در امتداد جاده ی سبز انتظار تفسیر سبز
پيوندهاي روزانه
.:: قالب ساز ::.
کلک خیال انگیز ؛ وبلاگ دیگرم آرشيو پيوندها
پيوندها
.:: اخرالزمان ومهدويت ::.
انتظار زمین منتظر ظهور تبیان جمکران آخرین منجی همایش بین المللی دکترین مهدویت غایب سبز صبور پاپیروس گل نرگس میهمان محبت خدا
لوگوي دوستان
آمار با معرفت ها
افراد آنلاين: تعداد بازديدها:
امکانات
آمار وبلاگ کاربران آنلاین : بازديدها :
آمار وبلاگ
کاربران آنلاین :
بازديدها :
خدمات وبلاگ نویسان
- او بسيار به مستمندان رسيدگي مي کرد. - به دادن صدقه بويژه در شبهاي تار و به صورت پنهاني بسيار مبادرت مي کرد. - با خدمتگزارانش کنار يک سفره مي نشست و غذا مي خورد. - هيچ فرقي ميان غلامان واشراف و اقوام و بيگانگان نمي گذارد مگر براساس تقوا. - همواره متبسم و خوش رو بود. - بهترين بخش غذاي خود را قبل از تناول، براي گرسنگان جدا مي ساخت. - با فقرا مي نشست. - در تشييع جنازه شرکت مي جست. - خدمتکاري راکه مشغول خوردن غذا بود، به خدمت فرا نمي خواند. - با صداي بلند و با قهقهه هرگز نمي خنديد. - رفع نياز مؤمنان وگره گشايي از ايشان را بر ديگرکارها مقدم مي داشت. - روي حصير مي نشست. - قرآن زياد تلاوت مي کرد. - با گفتارش دل کسي را نرنجانيد. - سخن هيچ کس را ناتمام نمي گذاشت و نمي شکست. - هيچ نيازمندي را تا حد امکان رد نکرد - پاي خود را هنگام نشستن در حضور ديگران دراز نمي کرد. - در حضور ديگران همواره از ديوار فاصله داشت و هيچ گاه تکيه نزد. - همواره ياد خدا بر زبان جاري داشت. - از اسراف و تبذير سخت پرهيز داشت. - به مسافري که پول خود را تمام و يا گم کرده بود بدون چشمداشت، هزينه سفر مي داد. - در دادن افطاري به روزه داران کوشا بود. - به عيادت بيماران مي رفت. - در معابر عمومي، آب دهان خود را نمي انداخت. - ازميهمان شخصا پذيرايي مي کرد. - هنگامي که بر جمعي کنارسفره وارد مي شد، اجازه نمي داد تا براي احترام وي از جاي برخيزند. - به سخن ديگران که وي را مورد خطاب قرارداده از او پرسشي داشتند، با دقت کامل گوش مي داد. - خويش را به بوي خوش معطر مي کرد، بخصوص براي نماز. - به نظافت جسم و لباس بويژه موي سر توجه داشت. - قبل از غذا دستها را مي شست و با چيزي خشک نمي کرد، بعد از غذا نيز آنها را مي شست و با حوله اي خشک مي کرد. - اگر غذايي از حد نياز زياد مي آمد، آن را هرگز دور نمي ريخت. - در حضور ديگران بتنهايي چيزي نمي خورد. - بسيار بردبار و شکيبا بود. - کارگري را که به مبلغ معين اجير مي کرد، در پايان افزون بر مزدش به او عطا مي کرد. - با همگان با رأفت و خوشرويي روبرو مي شد. - بسيار فروتن بود. - به فقرا و بيچارگان بسيار مي بخشيد و آن را براي خود پس اندازمي دانست (1) اين همه که ياد شد، بي گمان خوشه اي ازخرمن شخصيت اخلاقي آن امام بزرگ است و نه تمام آن. پی نوشتها: 1- اين مجموعه از منابع زير استخراج گرديده است : عيون اخبار الرضا2 : 179، وسائل الشيعه 16 : 498-500، 537، 522 منبع: کتاب امام علي بن موسي الرضا منادي توحيد و امامت میلاد ضامن آهو بر امام زمان و شما شیعیان مبارک باد.
- او بسيار به مستمندان رسيدگي مي کرد.
- به دادن صدقه بويژه در شبهاي تار و به صورت پنهاني
بسيار مبادرت مي کرد.
- با خدمتگزارانش کنار يک سفره مي نشست و غذا مي خورد.
- هيچ فرقي ميان غلامان واشراف و اقوام و بيگانگان نمي گذارد
مگر براساس تقوا.
- همواره متبسم و خوش رو بود.
- بهترين بخش غذاي خود را قبل از تناول، براي گرسنگان جدا مي ساخت.
- با فقرا مي نشست.
- در تشييع جنازه شرکت مي جست.
- خدمتکاري راکه مشغول خوردن غذا بود، به خدمت فرا نمي خواند.
- با صداي بلند و با قهقهه هرگز نمي خنديد.
- رفع نياز مؤمنان وگره گشايي از ايشان را بر ديگرکارها مقدم مي داشت.
- روي حصير مي نشست.
- قرآن زياد تلاوت مي کرد.
- با گفتارش دل کسي را نرنجانيد.
- سخن هيچ کس را ناتمام نمي گذاشت و نمي شکست.
- هيچ نيازمندي را تا حد امکان رد نکرد
- پاي خود را هنگام نشستن در حضور ديگران دراز نمي کرد.
- در حضور ديگران همواره از ديوار فاصله داشت و هيچ گاه تکيه نزد.
- همواره ياد خدا بر زبان جاري داشت.
- از اسراف و تبذير سخت پرهيز داشت.
- به مسافري که پول خود را تمام و يا گم کرده بود
بدون چشمداشت، هزينه سفر مي داد.
- در دادن افطاري به روزه داران کوشا بود.
- به عيادت بيماران مي رفت.
- در معابر عمومي، آب دهان خود را نمي انداخت.
- ازميهمان شخصا پذيرايي مي کرد.
- هنگامي که بر جمعي کنارسفره وارد مي شد،
اجازه نمي داد تا براي احترام وي از جاي برخيزند.
- به سخن ديگران که وي را مورد خطاب قرارداده
از او پرسشي داشتند، با دقت کامل گوش مي داد.
- خويش را به بوي خوش معطر مي کرد، بخصوص براي نماز.
- به نظافت جسم و لباس بويژه موي سر توجه داشت.
- قبل از غذا دستها را مي شست و با چيزي خشک نمي کرد،
بعد از غذا نيز آنها را مي شست و با حوله اي خشک مي کرد.
- اگر غذايي از حد نياز زياد مي آمد، آن را هرگز دور نمي ريخت.
- در حضور ديگران بتنهايي چيزي نمي خورد.
- بسيار بردبار و شکيبا بود.
- کارگري را که به مبلغ معين اجير مي کرد، در پايان
افزون بر مزدش به او عطا مي کرد.
- با همگان با رأفت و خوشرويي روبرو مي شد.
- بسيار فروتن بود.
- به فقرا و بيچارگان بسيار مي بخشيد و آن را
براي خود پس اندازمي دانست (1)
اين همه که ياد شد، بي گمان خوشه اي ازخرمن
شخصيت اخلاقي آن امام بزرگ است و نه تمام آن.
پی نوشتها:
1- اين مجموعه از منابع زير استخراج گرديده است :
عيون اخبار الرضا2 : 179، وسائل الشيعه 16 : 498-500، 537، 522
منبع: کتاب امام علي بن موسي الرضا منادي توحيد و امامت
میلاد ضامن آهو بر امام زمان و شما شیعیان مبارک باد.
|لينك مطلب| نوشته شده در پنجشنبه هفتم آبان 1388 ساعت 0:1 توسط ترنم سبز |
جان زخود رمیده را، مژده یار میرسد بر دل و جان عاشقان صبر و قرار میرسد زمشرق سپیده آن، طلایه دار میرسد طلایه دار مشرقی، سپیده وار میرسد «آب زنید راه را، زان که نگارمیرسد مژده دهید باغ را بوی بهار میرسد» رسید مژده سحر، شبان انتظار را شکست خنده های گل سکوت شام تار را سرود لاله میبرد زجان ما قرار را و جاودانه میکند شکوه روزگار را «راه دهید یار را، آن مه ده چهار را کز رخ نور بخش او نور نثار میرسد» گل ستاره میچکد زحجم سبز آسمان دوباره مژده های گل، دوباره بوی ارغوان شکفته باغ آرزو، زخنده های ناگهان ترانه ساز میکند به شاخه مرغ نغمه خوان «چاک شده است آسمان غلغله ایست در جهان عَنبر و مشک میدمد، سنجق یار میرسد» تا دل سبز آسمان، بانگ و ترانه میرود سرود عاشقانه مان به هر کرانه میرود بنفشه سوی نسترن، چه عاشقانه میرود! خزان باغ لاله ها زیادمان نمیرود «تیر روانه میرود، سوی نشانه میرود ما چه نشسته ایم پس، شه زشکار میرسد» عطر نسیم صبحدم زباغ و داغ میرسد زکوی یار مرهمی به درد و داغ میرسد نوبت غصّه میرود، گاه فراغ میرسد تیرگی شبانه را طرفه ایاغ میرسد «رونق باغ میرسد،چشم وچراغ میرسد غم به کناره میرود،مه به کنار میرسد» باده خوشگوار را، باغ به جام میکند لاله که باده میکشد، عیش مدام میکند زیر و زبر زمانه را به یک پیام میکند حجت خویش را به ما باز تمام میکند «باغ سلام میکند، سرو قیام میکند سبزه پیاده میرود، غنچه سوار میرسد» زجام نور، لاله ها دوباره آب میخورند فصل گل است و عاشقان، باده ناب میخورند باده ناب ناب را چه بی حساب میخورند به شور و شوق روی گل، مست وخراب میخورند «خلوتیان آسمان تا چه شراب میخورند روح خراب و مست شد، عقل خمار میرسد» به گل نشسته ناگهان، نهال آرزویما پر از شراب نور شد، سبوی ما سبوی ما به سر رسید عاقبت تمام های و هوی ما ز راه عشق میرسد نگار مشک بوی ما «چون برسی به کوی ما خامشی است خوی ما زان که زگفت وگوی ما،گرد و غبارمیرسد» دوستان عزیرامروز سالگرد تولد وبلاگ انتظار سبزاست که مقارن با میلاد مولود کعبه است که به ساحت مقدس امام زمان تبریک و تهنیت عرض می کنم و این مطالب را به شما عزیزان تقدیدم می کنم برگرفته از وبلاگ مجید تنظیم شده توسط موسوی بخش دین و اندیشه تبیان
جان زخود رمیده را، مژده یار میرسد
بر دل و جان عاشقان صبر و قرار میرسد
زمشرق سپیده آن، طلایه دار میرسد
طلایه دار مشرقی، سپیده وار میرسد
«آب زنید راه را، زان که نگارمیرسد
مژده دهید باغ را بوی بهار میرسد»
رسید مژده سحر، شبان انتظار را
شکست خنده های گل سکوت شام تار را
سرود لاله میبرد زجان ما قرار را
و جاودانه میکند شکوه روزگار را
«راه دهید یار را، آن مه ده چهار را
کز رخ نور بخش او نور نثار میرسد»
گل ستاره میچکد زحجم سبز آسمان
دوباره مژده های گل، دوباره بوی ارغوان
شکفته باغ آرزو، زخنده های ناگهان
ترانه ساز میکند به شاخه مرغ نغمه خوان
«چاک شده است آسمان غلغله ایست در جهان
عَنبر و مشک میدمد، سنجق یار میرسد»
تا دل سبز آسمان، بانگ و ترانه میرود
سرود عاشقانه مان به هر کرانه میرود
بنفشه سوی نسترن، چه عاشقانه میرود!
خزان باغ لاله ها زیادمان نمیرود
«تیر روانه میرود، سوی نشانه میرود
ما چه نشسته ایم پس، شه زشکار میرسد»
عطر نسیم صبحدم زباغ و داغ میرسد
زکوی یار مرهمی به درد و داغ میرسد
نوبت غصّه میرود، گاه فراغ میرسد
تیرگی شبانه را طرفه ایاغ میرسد
«رونق باغ میرسد،چشم وچراغ میرسد
غم به کناره میرود،مه به کنار میرسد»
باده خوشگوار را، باغ به جام میکند
لاله که باده میکشد، عیش مدام میکند
زیر و زبر زمانه را به یک پیام میکند
حجت خویش را به ما باز تمام میکند
«باغ سلام میکند، سرو قیام میکند
سبزه پیاده میرود، غنچه سوار میرسد»
زجام نور، لاله ها دوباره آب میخورند
فصل گل است و عاشقان، باده ناب میخورند
باده ناب ناب را چه بی حساب میخورند
به شور و شوق روی گل، مست وخراب میخورند
«خلوتیان آسمان تا چه شراب میخورند
روح خراب و مست شد، عقل خمار میرسد»
به گل نشسته ناگهان، نهال آرزویما
پر از شراب نور شد، سبوی ما سبوی ما
به سر رسید عاقبت تمام های و هوی ما
ز راه عشق میرسد نگار مشک بوی ما
«چون برسی به کوی ما خامشی است خوی ما
زان که زگفت وگوی ما،گرد و غبارمیرسد»
دوستان عزیرامروز سالگرد تولد وبلاگ انتظار سبزاست که مقارن با
میلاد مولود کعبه است که به ساحت مقدس امام زمان تبریک و تهنیت
عرض می کنم و این مطالب را به شما عزیزان تقدیدم می کنم
برگرفته از وبلاگ مجید
تنظیم شده توسط موسوی
بخش دین و اندیشه تبیان
|لينك مطلب| نوشته شده در یکشنبه چهاردهم تیر 1388 ساعت 21:2 توسط ترنم سبز |
تا تو مي خروشيدى و تا بر منافقان بانگ برمي آوردى، كسى را ياري سلطه بر ولى خدا نبود. تو «امابيها»ى پدر و همچون او، ركن همسربودى، و چه زود اين دو استوانه ولى(ع) فرو ريخت. خواندهايم كه توبعد از پدر، تبسم را از ميان بردى. تو ديگر نخنديدى; خنده كه هيچ،حتى تبسمى ننمودى; جز يك تبسم پرمعنا! براى چه بود؟ مگر آنگاهكه شبهتابوت ساخته دست دوست وفادارت «اسماء» را ديدى، كدامآرزويت را جامه عمليافته مي ديدى؟ شايد پيكرت را در آن، مصون از ديده بيگانه مي ديدى كه بر اين حسنقضا لبخند مي زدى. مگر در آن دل شب، چند نفر به مشايعتبدنپاكت مي آمدند؟ و شايد هم لحظه «لحاق» موعود را در ذهنتنقشبسته مي ديدى. تو نظارهگر چه عالمى بودى كه بر آن لبخندمي زدى. نيك مي دانيم كه تو پايان غم هجران پدر را و لقاي پروردگارت را در آن مي ديدى. تو از پيراهن پدر چه مي بوييدى كه مدهوش مي افتادى. تو ياد صدي مؤذن پدر كردى; مگر آن صدا يادآور چه خاطراتى بود؟ بلال كهديگر بناى اذان گفتن نداشت، ولى چه كند كه پاره تن مصطفى(ص)خواسته است. پس چرا اين صدا در گوش مؤذن پيچيد كه: بلال! ادامهنده، كه فاطمه(ع) جان داد! یا صاحب الزمان، ما را نیز در غم فقدان مادرتان، فاطمه زهرا شریک بدانید
تا تو مي خروشيدى و تا بر منافقان بانگ برمي آوردى،
كسى را ياري سلطه بر ولى خدا نبود.
تو «امابيها»ى پدر و همچون او، ركن همسربودى،
و چه زود اين دو استوانه ولى(ع) فرو ريخت.
خواندهايم كه توبعد از پدر، تبسم را از ميان بردى.
تو ديگر نخنديدى; خنده كه هيچ،حتى تبسمى ننمودى;
جز يك تبسم پرمعنا! براى چه بود؟
مگر آنگاهكه شبهتابوت ساخته دست دوست وفادارت «اسماء» را ديدى،
كدامآرزويت را جامه عمليافته مي ديدى؟
شايد پيكرت را در آن، مصون از ديده بيگانه مي ديدى
كه بر اين حسنقضا لبخند مي زدى.
مگر در آن دل شب، چند نفر به مشايعتبدنپاكت مي آمدند؟
و شايد هم لحظه «لحاق» موعود را در ذهنتنقشبسته مي ديدى.
تو نظارهگر چه عالمى بودى كه بر آن لبخندمي زدى.
نيك مي دانيم كه تو پايان غم هجران پدر را
و لقاي پروردگارت را در آن مي ديدى.
تو از پيراهن پدر چه مي بوييدى كه مدهوش مي افتادى.
تو ياد صدي مؤذن پدر كردى;
مگر آن صدا يادآور چه خاطراتى بود؟
بلال كهديگر بناى اذان گفتن نداشت،
ولى چه كند كه پاره تن مصطفى(ص)خواسته است.
پس چرا اين صدا در گوش مؤذن پيچيد
كه: بلال! ادامهنده، كه فاطمه(ع) جان داد!
یا صاحب الزمان، ما را نیز در غم فقدان مادرتان، فاطمه زهرا شریک بدانید
|لينك مطلب| نوشته شده در جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388 ساعت 1:12 توسط ترنم سبز |
آيا دوباره مثل همان سالهاي پيش امسال هم بي حضور تو تحويل مي شود؟ آن سال هفت سين اهورايي بهار با يک سلام تو تکميل مي شود... براي آمدنت انتظار کافي نيست دعا و اشک و دل بي قرار کافي نيست خودت دعا بکن اي نازنين؛ که برگردي دعاي اين همه شب زنده دار، کافي نيست...
آيا دوباره مثل همان سالهاي پيش
امسال هم بي حضور تو تحويل مي شود؟
آن سال هفت سين اهورايي بهار
با يک سلام تو تکميل مي شود...
براي آمدنت انتظار کافي نيست
دعا و اشک و دل بي قرار کافي نيست
خودت دعا بکن اي نازنين؛ که برگردي
دعاي اين همه شب زنده دار، کافي نيست...
(اللهم عجل لولیک الفرج )
آورده اند كه در زمان حضرت رسول (ص) در نوروز
جامی سیمین كه پر از حلوا بود برای پیغمبر هدیه آوردند
وآن حضرت پرسید كه این چیست؟گفتند كه امروز نوروز است
پرسید كه نوروز چیست؟ گفتند عید بزرگ ایرانیان. فرمود: آری
در این روز بود كه خداوند عسكره را زنده كرد. پرسیدند
عسكره چیست؟ فرمود عسكره هزاران مردمی بودند
كه از ترس مرگ ترك دیار كرده و سر به بیابان نهادند
و خداوند به آنان گفت بمیرید و مردند. سپس آنان را
زنده كرد وابرها را فرمود كه به آنان ببارند از این روست كه
پاشیدن آب در این روز رسم شده. سپس از آن حلوا تناول كرد
و جام را میان اصحاب خود قسمت كرده و گفت
كاش هر روزی بر ما نوروز بود
و نیز حدیثی است از معلی بن خنیس كه گفت: روز نوروز
بر حضرت جعفر بن محمد صادق در آمدم گفت آیا این روز را
می شناسی؟ گفتم این روزی است كه ایرانیان آن را بزرگ
می دارند و به یكدیگر هدیه می دهند. پس حضرت صادق
گفت سوگند به خداوند كه این بزرگداشت نوروز به علت امری
كهن است كه برایت بازگو می كنم تا آن را دریابی
پس گفت: ای معلی ، روز نوروز روزی است كه خداوند
از بندگان خود پیمان گرفت كه او را بپرستند و او را شریك و
انبازی نگیرند و به پیامبران و راهنمایان او بگروند. همان روزی
است كه آفتاب در آن طلوع كرد و بادها وزیدن گرفت و زمین
در آن شكوفا و درخشان شد. همان روزی است كه
كشتی نوح در كوه آرام گرفت. همان روزی است كه
پیامبر خدا، امیر المومنین علی (ع) را بر دوش خود گرفت تا
بت های قریش را از كعبه به زیر افكند چنان كه ابراهیم نیز
این كار را كرد.همان روزی است كه خداوند به یاران خود
فرمود تا با علی (ع)به عنوان امیر المومنین بیعت كنند
همان روزی است كه قائم آل محمد (ص) و اولیای امر
در آن ظهور می كنند و همان روزی است كه قائم بر دجال
پیروز می شود و او را در كنار كوفه بر دار می كشد
و هیچ نوروزی نیست كه ما در آن متوقع گشایش
و فرجی نباشیم، زیرا نوروز
از روزهای ما وشیعیان ماست
به اميد آنکه روزي بر صفحه اي از تقويمها بنويسيم :
تعطيل _ روز ظهور امام زمانمان
امام صادق ( ع ) : « مَا مِن يَومٍ نَيروزٍ اِلاّ وَ نحنُ
نَتَوَُقَعُ فيهِ الفَرَجَ ، مِن ايّامٍ شيعَتِنا ؛
هيچ نوروزي نيست مگر آن كه، ما در آن منتظر فرج
و ظهور مهدي موعود ( عج ) هستيم و اين از آن روست
كه نوروز از روزهاي (مقدس) ما و شيعيان ما است .
ميرزا حسين نوري ، مستدرك الوسائل، ج 6، ص 352
عزیزان آسمونی، عیدتان مبارک باد
|لينك مطلب| نوشته شده در جمعه سی ام اسفند 1387 ساعت 19:55 توسط ترنم سبز |
ضمن تبریک سالگرد آغاز امامت حضرت مهدی (عج) مقاله ذیل را که به نظر من، جذاب و شوق آور است را به عنوان عیدانه به تمام دوستداران و منتظران آن امام منتظر تقدیم میکنم و در ابتدای آن نیز یکی از اشعارم را نیز تقدیم به پیشگاه امام زمان (عج) تقدیم می کنم رجعت بیا مدینه، که امید با تو برگردد هزارمرتبه خورشید، با تو برگردد بیا که صبح یقین درگشودن چشمی به جای این شب تردید، با تو برگردد من و غروب و غم و اضطرابِ چشمانی به دل مانده که امید، با تو برگردد بیا که کوچ کند؛ ماتم از سرای دلم و شادمانه ترین عید،با تو برگردد بیا، عزیزترین یوسفم که در نَفَسی بهار و صبحِ سپید، با تو برگردد شعر از : ترنم سبز پيشوايان معصوم هرچه به دوران غيبت نزديك مى شوند معجزات بيشترى از خود نشان مى دهند تا شيعيان با عزمى راسخ و ايمانى استوار، گام در عصر غيبت نهاده و پيروزمندانه دوران غيبت را پشت سر قرار دهند از اين رو شمار معجزاتى كه از امام هادى و امام عسكرى علیه السلام صادر شده، قابل مقايسه با شمار معجزات پيشوايان قبلى نبود به همين دليل در دوران غيبت صغرى، هرچه به غيبت كبرى نزديك تر مى شويم، معجزات بيشترى از ناحيه مقدسه صادر مى شود و به خصوص به صورت خبرهاى غيبى درباره زندگى شخصى افراد كه در مدتى كوتاه به وقوع پيوسته اعجاز آن آفتابى مى گردد معجزاتى كه از ناحيه حضرت در غيبت صغرى به وقوع پيوسته بسيار است.در برخى روايات، پاره اى معجزات براى حضرت ذكر شده است که؛ اينك به بخشى از معجزات وكرامات حضرت اشاره مى كنيم سبز كردن چوب خشک نرم كردن سنگ سخت سخن گفتن پرنده به امر حضرت اميرالمؤمنين (ع) مى فرمايد:حضرت مهدى (ع) در مسير حركت خود به يكى از سادات حسنى كه دوازده هزار رزمنده به همراه دارد برخورد مى كند. حسنى در مقام احتجاج برمى آيد و خود را سزاوارتر به رهبرى مى داند. حضرت در پاسخ او مى گويد من مهدى هستم. حسنى مى پرسد: آيا دليل و نشانه اى دارى تا با تو بيعت كنم؟ حضرت به پرنده اى كه در آسمان در حال پرواز است، اشاره مى كند و آن پرنده فرود مى آيد و در دستان حضرت قرار مى گيرد، آنگاه به قدرت خداوند لب به سخن مى گشايد و بر امامت حضرت مهدى (ع) گواهى مى دهد براى اطمينان بيشترسيد حسنى، امام (ع) چوب خشكى را به زمين فرو مى برد آن چوب سبز مى شود و شاخ و برگ مى دهد بار ديگر، پاره سنگى را، از زمين برمى دارد و با يك فشار آن را خردكرده، همانند خمير نرم مى كند. سيد حسنى با ديدن آن كرامات به حضرت ايمان مى آورد. خود و همه نيروهايش تسليم امام مى شوند و حضرت او را به عنوان فرمانده نيروى خط مقدَم مى گمارد جوشش آب و آذوقه از زمين امام صادق (ع) مى فرمايد: هنگامى كه حضرت قائم (ع) در شهر مكه ظهور مى كند و قصد حركت به كوفه را دارد، به نيروهايش اعلاْم مى كند كه كسي كه آب و غذا و توشه راه با خود بر ندارد. حضرت سنگ موسى (ع) را همراه دارد.هرجا توقف مى كنند سنگ را به زمين مى كوبد و از زمين چشمه هاى آب مى جوشد. هركس گرسنه باشد با نوشيدن آن سير مى گردد و هر كس تشنه باشد سيراب مى شود طي الارض و نداشتن سايه امام رضا(ع) فرمود: هنگامى كه حضرت مهدى (ع) ظهور مى كند زمين از نور خداوند روشن مى شود و زمين زير پاى مهدى به سرعت حركت مى کند او با سرعت، مسيرها را مى پيمايد و اوست كه سايه نخواهد داشت. کندي حرکت زمان امام باقر(ع) فرمود: وقتى امام زمان (ع) ظهوركند، به سوى كوفه حركت مى كند و در آن جا هفت سال حكومت مى كندكه هر سال آن برابر ده سال از ساليان شماست قدرت تکبير رسول خدا(ص ) مى فرمايد:...حضرت مهدى (ع) جلوى قسطنطنيه فرود مى آيد. در آن روزگار، آن دژ، هفت ديوار دارد حضرت هفت تكبير مى گويد و ديوارها فرو مي ريزد عبور از آب امام صادق (ع) مى فرمايد: پدرم فرمود: هنگامى كه حضرت قائم (ع) قيام كند... سپاهيانى را به شهر قسطنطنيه مى فرستد. آن گاه كه به خليج برسند، جمله اى بر روى پاهاى خود مى نويسند و از روى آب مى گذرند. روميان وقتى اين معجزه را مى بينند به يك ديگر مى گويند وقتى سپاهيان امام اين چنين باشند، خود حضرت چگونه خواهد بود از اين رو، درها را به روى آنان مى گشايند. نداي ابر امام صادق (ع) فرمود: ... حضرت مهدى (ع)در آخرالزمان ظهور مى كند،بر سر آن حضرت ابرى در حركت است و هرجا برود آن ابر نيز مى رود تاحضرت را از تابش خورشيد حفظ كند و با صداى رسا و آشكار، ندا مى دهد؛اين مهدى است براى مطالعه بيشتر در باب معجزات حضرت، مى توانيد به كتاب "نجم الثاقب"باب ششم مراجعه نماييد و اما تعدادى از افرادى راكه در غيبت صغرى به مشاهده معجزات آن حضرت نائل شده اند، مى آوريم ابن اعجمى، ابن بادشاله، ابن قاسم بن موسى، ابرثابت ابو جعفر رفا، ابورجا، ابو عبدالله بن فروخ، ابو عبدالله جنيدى ابو عبدالله كندى، ابو على اسدى، ابوالقاسم بن ابى حابس ابوالقاسم بن دبيس، ابو محمد بن هارون، ابو محمد بن وجناء احمد بن ابى الحسن، احمد بن اسحاق، اسحاق كاتب بسامى بلالى، جعفر بن حمدان، جعفرى، حاجز، حسن بن فضل بن يزيد حسن بن نضر، حسن هارون، حسن به يعقوب، حصينى، زيدان شمشاطى، عاصمى، عطار، على بن احمد، على بن محمد على بن محمد بن اسحاق فضل بن يزيد، قاسم بن علا"ء قاسم بن موسى، مجروح، مرداس، مسرور طباخ محمد بن ابراهيم مهريار، محمد بنابى الحسن، محمد بن اسحاق محمد بن شاذان، محمد بن شعيب، محمد بن صالح محمد بن كشمرد، محمد بن محمد، محمد بن محمدكلينى محمد بن مارون بن عمران، هارون فزار وغیره ا. عقدالدرر ص 97,138,139, الشيعة والرجعةج 1 ص 158 به نقل از چشم اندازى به حكومت مهدى (ع) نجم الدين طبسى ص 88. 2. كافى ج 1، ص 1 23 غيبة نعمانى ص 238 بحارالانوار ج13 ص 85 1 وج 52ص324. 3. كمال الدين، ص 372 اعلام الورى، ص 408 بحارالانوارج 51 ص 157. 4. ارشاد مفيد، ص 365 بحا رالانوار، ج 52ص377 5. عقدالدرر، ص 180. 6. غيبة نعمانى ص 59 1 بحارالانوار ج 52ص 365 اثبات الهداة، ج 3، ص 573. 7. كشف الغمه ج 3ص 265 بحارالانوار، ج 51 ص 240 ا ثبات الهداة، ج 3 ص 615. 8. اعلام الورى ص 425 اثبات الهداة ج 3 ص 669 بحارالانوار، ج 52 ص 31 كمال الدين عید امامت امام زمان، بر منتظرانش ، مبارک باد
که به نظر من، جذاب و شوق آور است را به عنوان عیدانه
به تمام دوستداران و منتظران آن امام منتظر تقدیم میکنم
و در ابتدای آن نیز یکی از اشعارم را نیز تقدیم به پیشگاه
امام زمان (عج) تقدیم می کنم
رجعت
بیا مدینه، که امید با تو برگردد
هزارمرتبه خورشید، با تو برگردد
بیا که صبح یقین درگشودن چشمی
به جای این شب تردید، با تو برگردد
من و غروب و غم و اضطرابِ چشمانی
به دل مانده که امید، با تو برگردد
بیا که کوچ کند؛ ماتم از سرای دلم
و شادمانه ترین عید،با تو برگردد
بیا، عزیزترین یوسفم که در نَفَسی
بهار و صبحِ سپید، با تو برگردد
شعر از : ترنم سبز
پيشوايان معصوم هرچه به دوران غيبت نزديك مى شوند
معجزات بيشترى از خود نشان مى دهند تا شيعيان
با عزمى راسخ و ايمانى استوار، گام در عصر غيبت نهاده و
پيروزمندانه دوران غيبت را پشت سر قرار دهند
از اين رو شمار معجزاتى كه از امام هادى و امام عسكرى علیه السلام
صادر شده، قابل مقايسه با شمار معجزات پيشوايان قبلى نبود
به همين دليل در دوران غيبت صغرى، هرچه به غيبت كبرى
نزديك تر مى شويم، معجزات بيشترى از ناحيه مقدسه
صادر مى شود و به خصوص به صورت خبرهاى غيبى
درباره زندگى شخصى افراد كه در مدتى كوتاه به وقوع پيوسته
اعجاز آن آفتابى مى گردد
معجزاتى كه از ناحيه حضرت در غيبت صغرى به وقوع پيوسته
بسيار است.در برخى روايات، پاره اى معجزات براى حضرت
ذكر شده است که؛ اينك به بخشى از معجزات وكرامات حضرت
اشاره مى كنيم
سبز كردن چوب خشک
نرم كردن سنگ سخت
سخن گفتن پرنده به امر حضرت
اميرالمؤمنين (ع) مى فرمايد:حضرت مهدى (ع) در مسير حركت
خود به يكى از سادات حسنى كه دوازده هزار رزمنده به همراه دارد
برخورد مى كند. حسنى در مقام احتجاج برمى آيد و خود را
سزاوارتر به رهبرى مى داند. حضرت در پاسخ او مى گويد
من مهدى هستم. حسنى مى پرسد: آيا دليل و نشانه اى دارى
تا با تو بيعت كنم؟ حضرت به پرنده اى كه در آسمان در حال پرواز
است، اشاره مى كند و آن پرنده فرود مى آيد و در دستان حضرت
قرار مى گيرد، آنگاه به قدرت خداوند لب به سخن مى گشايد
و بر امامت حضرت مهدى (ع) گواهى مى دهد
براى اطمينان بيشترسيد حسنى، امام (ع) چوب خشكى را
به زمين فرو مى برد آن چوب سبز مى شود و شاخ و برگ مى دهد
بار ديگر، پاره سنگى را، از زمين برمى دارد و با يك فشار آن را
خردكرده، همانند خمير نرم مى كند. سيد حسنى با ديدن
آن كرامات به حضرت ايمان مى آورد. خود و همه نيروهايش
تسليم امام مى شوند و حضرت او را به عنوان فرمانده نيروى
خط مقدَم مى گمارد
جوشش آب و آذوقه از زمين
امام صادق (ع) مى فرمايد: هنگامى كه حضرت قائم (ع) در شهر مكه
ظهور مى كند و قصد حركت به كوفه را دارد، به نيروهايش اعلاْم
مى كند كه كسي كه آب و غذا و توشه راه با خود بر ندارد. حضرت
سنگ موسى (ع) را همراه دارد.هرجا توقف مى كنند سنگ را
به زمين مى كوبد و از زمين چشمه هاى آب مى جوشد. هركس
گرسنه باشد با نوشيدن آن سير مى گردد و هر كس تشنه باشد
سيراب مى شود
طي الارض و نداشتن سايه
امام رضا(ع) فرمود: هنگامى كه حضرت مهدى (ع) ظهور مى كند
زمين از نور خداوند روشن مى شود و زمين زير پاى مهدى
به سرعت حركت مى کند او با سرعت، مسيرها را مى پيمايد
و اوست كه سايه نخواهد داشت.
کندي حرکت زمان
امام باقر(ع) فرمود: وقتى امام زمان (ع) ظهوركند، به سوى كوفه
حركت مى كند و در آن جا هفت سال حكومت مى كندكه هر سال آن
برابر ده سال از ساليان شماست
قدرت تکبير
رسول خدا(ص ) مى فرمايد:...حضرت مهدى (ع) جلوى قسطنطنيه
فرود مى آيد. در آن روزگار، آن دژ، هفت ديوار دارد حضرت هفت تكبير
مى گويد و ديوارها فرو مي ريزد
عبور از آب
امام صادق (ع) مى فرمايد: پدرم فرمود: هنگامى كه حضرت قائم (ع)
قيام كند... سپاهيانى را به شهر قسطنطنيه مى فرستد. آن گاه كه
به خليج برسند، جمله اى بر روى پاهاى خود مى نويسند و از روى آب
مى گذرند. روميان وقتى اين معجزه را مى بينند به يك ديگر مى گويند
وقتى سپاهيان امام اين چنين باشند، خود حضرت چگونه خواهد بود
از اين رو، درها را به روى آنان مى گشايند.
نداي ابر
امام صادق (ع) فرمود: ... حضرت مهدى (ع)در آخرالزمان
ظهور مى كند،بر سر آن حضرت ابرى در حركت است و هرجا برود
آن ابر نيز مى رود تاحضرت را از تابش خورشيد حفظ كند و
با صداى رسا و آشكار، ندا مى دهد؛اين مهدى است
براى مطالعه بيشتر در باب معجزات حضرت، مى توانيد به كتاب
"نجم الثاقب"باب ششم مراجعه نماييد
و اما تعدادى از افرادى راكه در غيبت صغرى به مشاهده
معجزات آن حضرت نائل شده اند، مى آوريم
ابن اعجمى، ابن بادشاله، ابن قاسم بن موسى، ابرثابت
ابو جعفر رفا، ابورجا، ابو عبدالله بن فروخ، ابو عبدالله جنيدى
ابو عبدالله كندى، ابو على اسدى، ابوالقاسم بن ابى حابس
ابوالقاسم بن دبيس، ابو محمد بن هارون، ابو محمد بن وجناء
احمد بن ابى الحسن، احمد بن اسحاق، اسحاق كاتب بسامى
بلالى، جعفر بن حمدان، جعفرى، حاجز، حسن بن فضل بن يزيد
حسن بن نضر، حسن هارون، حسن به يعقوب، حصينى، زيدان
شمشاطى، عاصمى، عطار، على بن احمد، على بن محمد
على بن محمد بن اسحاق فضل بن يزيد، قاسم بن علا"ء
قاسم بن موسى، مجروح، مرداس، مسرور طباخ
محمد بن ابراهيم مهريار، محمد بنابى الحسن، محمد بن اسحاق
محمد بن شاذان، محمد بن شعيب، محمد بن صالح
محمد بن كشمرد، محمد بن محمد، محمد بن محمدكلينى
محمد بن مارون بن عمران، هارون فزار وغیره
ا. عقدالدرر ص 97,138,139, الشيعة والرجعةج 1 ص 158 به نقل از چشم اندازى به حكومت مهدى (ع) نجم الدين طبسى ص 88. 2. كافى ج 1، ص 1 23 غيبة نعمانى ص 238 بحارالانوار ج13 ص 85 1 وج 52ص324. 3. كمال الدين، ص 372 اعلام الورى، ص 408 بحارالانوارج 51 ص 157. 4. ارشاد مفيد، ص 365 بحا رالانوار، ج 52ص377 5. عقدالدرر، ص 180. 6. غيبة نعمانى ص 59 1 بحارالانوار ج 52ص 365 اثبات الهداة، ج 3، ص 573. 7. كشف الغمه ج 3ص 265 بحارالانوار، ج 51 ص 240 ا ثبات الهداة، ج 3 ص 615. 8. اعلام الورى ص 425 اثبات الهداة ج 3 ص 669 بحارالانوار، ج 52 ص 31 كمال الدين عید امامت امام زمان، بر منتظرانش ، مبارک باد
2. كافى ج 1، ص 1 23 غيبة نعمانى ص 238 بحارالانوار ج13 ص 85 1 وج 52ص324.
3. كمال الدين، ص 372 اعلام الورى، ص 408 بحارالانوارج 51 ص 157.
4. ارشاد مفيد، ص 365 بحا رالانوار، ج 52ص377
5. عقدالدرر، ص 180.
6. غيبة نعمانى ص 59 1 بحارالانوار ج 52ص 365 اثبات الهداة، ج 3، ص 573.
7. كشف الغمه ج 3ص 265 بحارالانوار، ج 51 ص 240 ا ثبات الهداة، ج 3 ص 615.
8. اعلام الورى ص 425 اثبات الهداة ج 3 ص 669 بحارالانوار، ج 52 ص 31
كمال الدين
عید امامت امام زمان، بر منتظرانش ، مبارک باد
|لينك مطلب| نوشته شده در سه شنبه سیزدهم اسفند 1387 ساعت 14:45 توسط ترنم سبز |
انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس